در ستایش خداوندگارش بود که رسید به والضالین یهو به خود امد که رکعت چهارم هست با خود گفت کدامین خداوندگار را ستایش میکنی که حواست نیس؟ آره "اویی" بود که خود و خداوندگارش خبر داشتند.باخود گفت عیب ندارد میشود حمد خواند اما حواست را جمع کن. نماز را تمام کرد و با خیال راحت از "او" گفت به خداوندش و قول داد در نمازش یک "او" کم کند از حرفهایش... .
برچسب:
نویسنده: ایلیا عابدی