مث تو "بودنت"
مث سیگار زیر بارون
مث چایی تویه ایون
مث شمعه تویه آینه
مث بوسه رویه گونه
مث توبه ی کافر کیش
مث ماته بعد کیش
مث کشیش بی اعتراف
مث اعتراف به بی گناهی
مث عفو بعد گناه
مث اعدامیه بی دار
یا که بیدار از "نبودنت"
مث سیگاره خیسه بارون
مث چای سرده تویه ایون
مث شمع شکسته تویه آینه
مث بوسه ی خیس رو گونه
مث کافر به توبه ی خویش
یا که معترف به بی شرمیه خویش
مث کشیش خسته از اعتراف
مث اعترافات بی پایان
مث من ... .
برچسب:
نویسنده: ایلیا عابدی