میزاشتم خودمو سر کوچه تا منو ببرن با خودشون هرجایی که دلشون میخواد . پشت یه ماشین بدون اینکه بدونم مقصدم کجاست؟! مسیرم چیه؟! راهییه یه سفر کوچیک داخل شهر از همه کوچه ها بگذرم چ فرقی میکنه اینجا اومده باشم یا نه! مهم اینه که دورم از همچی و اروم بخوابم تو همون پلاستیک... .
برچسب: دل من یه راه دوره,هاتف من از یه راه دور,
نویسنده: ایلیا عابدی